|
تفاوت
ها در کجاست؟
محمود قهرمانی
در چند سال گذشته،
جریانات راست جنبش کارگری همه در تلاش بودند که وانمود کنند صحنه جنبش کارگری ایران
خالی از گرایش رادیکال و گویا تنها امکانگرا، سندیکاچیهای حرفهای که بخشی از
آنها تودهای و یا اکثریتی بودهاند دستی بر آتش جنبش کارگری دارند و با ساخت و
پاختهایشان و با خزیدن بسیاری از آنها در شوراها و انجمنهای اسلامی کار،
صحنهگردان جنبش کارگری ایرانند. این گرایش و شرکایشان در کل اپوزیسیون چپ آماده
شده بودند که جنبش کارگری را در مسلخ اصلاحطلبان سرمایه قربانی کنند، قدمهائی هم
برداشتند، با دولت هم بر سر تشکل کارگری منطبق با نقشه و خواست دولت به توافق
رسیدند که نقشهشان فاش شد.
جدال گرایشات رادیکال
و سوسیالیستهای جنبش کارگری با آنها تنها در عرصه تئوریک نبود، در عرصه عمل
کارگری هم این جدال هر روزه بر سر مسئلهای رخ مینمود، جدال بر سر قانون کار، جدال
چندین ساله بر سر قطعنامههای اول مه سنندج و سقز، نمونههائی از این جدالهاست و
در یکی دو ساله اخیر جدال بر سر تشکلیابی کارگران.
اما امروز به همت
اقدامات پیشرو کارگری؛ از جمله اول مهها، اعتصابهای کارگران نساجی کردستان،
اعتصاب ایران خودرو و کنترل تولید در شرکت آونگان اراک و اقدامات خردمندانه
کمیتههای کارگری، گرایش رادیکال جنبش کارگری ایران نشان داد که:
1_ اولا نمیتوان
این گرایش را حذف و یا نادیده گرفت. همانطور که خیلیها در جریان اول ماه مه سال
گذشته این کار را کردند و حتی نخواستند که قطعنامههای این گرایش را در صفحههای
اینترنتیشان بگذارند، و یا بعضی نه تنها محاکمه کارگران دستگیرشده سقز را محکوم
نکردند بلکه ضمنی محاکمه کارگران را به عنوان فعالیتی سیاسی (سیاست چپ و الا خود
آنها هم به سیاست مشغولند، اما از نوع راستش) تایید کردند.
تاثیرات این اقدامات
در کل جنبش کارگری ایران و عکسالعملهای بینالمللی آن و تاثیرات اجتماعی این
اقدامات سبب شده است که امروز دیگر هیچ جریانی نمیتواند این گرایش را نادیده
بگیرد.
2_ سخنگویان و
فعالین این گرایش در خود جنبش عملی، در زندانها، در اعتصابات، در هیاتهای مذاکره
با دولت و کارفرما، در تماس با اتحادیههای بینالمللی اظهار وجود میکنند.
3_ به همت همین
گرایش و همین فعالیتها امروز جنبش کارگری ایران موقعیت یک سال پیش را پشت سر
گذاشته، در عرصه بینالمللی طرح و به یک مانع جدی برای جمهوری اسلامی تبدیل شده؛
امروز جنبش کارگری ایران، با رهبران و سخنگویان این گرایش معرفی میشود.
4_ این گرایش به
رادیکالترین خواستهها و مبارزه کارگری در آمیخته است، نگاهی به قطعنامههای اول
مه، مطالبات کارگران نساجی کردستان و شورای این کارخانه، اتحاد و همبستگی کارگران و
سازماندهی و رهبری اعتصابها و مراسمها، نشان میدهد که آنجا که مبارزه رادیکال
هست، گرایش سوسیالیست کارگری پیشرو مبارزه است. گرایش راست، با جدا کردن مطالبات
کارگران بیکار و پیمانی و قرارداد موقتی از کارگران شاغل، نه تنها به تفرقه در جنبش
کارگری و طبعا به سرمایهداری کمک میکرد، بلکه عملا هم کاری به کارگر بیکار نداشت،
اما دیدیم که کارگران شاغل برای مقابله با قراردادهای موقت و همچنین جهت بازگردندن
کارگران اخراجی به کار هم مطالبه معین داشتند و هم مصرانه برایش مبارزه کردند.
امر مهمی که در سنت
گرایش راست دیده نمیشود و گرایش رادیکال در اقدامات اخیرش به خوبی نشان داد این
است که کارگران اعتصابی و کارگرانی که برای برگزاری مراسم اول ماه مه میروند
میتوانند آنچنان با محیط اجتماعی دور و بر خود رابطه برقرار کنند که در عین
مبارزه و دفاع از حقوق حقه صنفی خود، در این راه اقشار تهیدست مردم، زنان و
دانشجویان را با خود همراه کرده و به صف پشتیبانان جنبش کارگری جلب کنند و دیدیم
که همین رابطه نزدیک در کمیتههای حمایت از اعتصاب چگونه با پشتیبانی مردم دلیر
سنندج و در سقز با پشتیبانی مردم مبارز سقز حمایت گردیدند.
5_ این گرایش،
مبارزهاش را از سطح کارخانه و صنف و شهر خودش بیرون کشیده و آن را در کل جنبش
کارگری ایران گسترش داده است. تلاش در جلب حمایت بخشهای دیگر کارگری کرده و حتی به
عرصه بینالمللی روی آورده است. گرایش رادیکال، با همه توان خود در جستوجوی
راهها و شیوههای جدید مبارزه برمیآید، کارگران اخراجی در جلو کارخانه چادر
میزنند و به صف اعتراضی کارگران و اعتصاب میپیوندند.
کمیتههای تولیدیها
از اعتصاب پشتیبانی میکنند و محاکمه کارگران را محکوم مینمایند. محمود صالحی به
کارگران ایران پیام میفرستند و حمایت از اعتصاب را یک وظیفه طبقاتی میداند.
6_ برعکس سنت قدیمی
جریان راست که همه چیز و هر تصمیمی را در پشت صحنه و دور از چشم کارگران در بند و
بست با کارفرما از پیش میبرد، گرایش رادیکال، عمیقا به دمکراسی و اتکا به رای و
نیروی جمعی کارگران و در جلو چشم همگان متکی میشود. کارگران نساجی در فضائی
دمکراتیک با شرکت همه بخشها و شیفتها نمایندگان شورای کارگران را انتخاب میکنند
و تا آخر هم از نمایندگانشان دفاع مینمایند. همانگونه که در جریان انتخابات سال
قبل سقز علیرغم ممنوع کردن نماینده واقعی کارگران از طرف اطلاعات، کارگران مصرانه
فقط نام نماینده خودشان را به صندوق ریختند.
7_ گرایش سوسیالیستی
خودش را نه تنها با مطالبات صنفی کارگری که با مسائل جاری روزمره زندگی کارگری دخیل
میکند. مسئله کودک خیابانی، کودکان کار مسئله طبقه کارگر است؛
همچنانکه مسئله زنان هم. فردا همین جریان در جنبش زنان هم دخیل خواهد شد. حرکت
جمعی اول ماه مه را که به یاد داریم. بیش از نیمی از شرکت کنندگان را زنان تشکیل
میدادند. آیا کسی هست که نامههای همسران کارگران زندانی سقز، نامه نجیبه صالحی را
خوانده باشد و بغض گلویش را نگرفته باشد؟ این همه بغض و مبارزهجوئی نطفههای فردای
جنبش رادیکال زنان خواهد شد.
***
همه این پیشرویها
سبب گردیده است که گرایش رادیکال اکنون به طور جدیتری به مرکز توجه جنبش کارگری
تبدیل شود؛ نه تنها در جنبش کارگری، بلکه در جامعه و حداقل در کردستان به عنوان
جریانی که در تحولات اجتماعی موثرند شناخته شود. اما با همه اینها این گرایش موانع
و محدودیتهائی را نیز در پیش دارد.
این بسیار زودرس است
که گفته شود گرایش رایکال هنوز در صنایع بزرگ نظیر نفت و پتروشیمی و ریسندگیها و
... به حرکت درنیامده است و یا این که این رشتههای حیاتی و اساسی را با خود ندارد،
هر چند که پشتیبانی کمیته تولیدیها، ایران خودرو، قند میاندوآب از حرکات این گرایش
را دیدیم.
اما اگر به کارکرد و
ظرفیتهای جنبش کارگری ایران در یکی دو ساله اخیر نگاه کنیم، حرکات و فعل و
انفعالاتی رخ داده که گرایش رادیکال و ضدسرمایهداری در آنها دیده میشود، اعتراض
در جلو کارخانهها حتا با جمعهای بسیار زیادی، بستن جادهها، بست و تحصنها و تا
میدان خونین کارگران خاتونآباد همه ظرفیتهای مبارزه رادیکال ضدسرمایهداری است.
اما به فعل درآمدن این ظرفیت و توان به طوری که بتوان آن را حداقل با همان معیارهای
بالا سنجید؛ سیاستها و اقدامات و ابزارهای متعددی را میطلبد که مهمترین آنها در
شرایط فعلی، به هم نزدیک کردن، به هم بافتن و اتحاد مبارزاتی برقرار کردن بین همین
مبارزات و مبارزان خط مقدم این نبردها است. کاری که هماکنون با بردباری و درایت
گرایش رادیکال دارد پیش میبرد. از حمایت اعتصابات گرفته تا محکوم کردن محاکمه
کارگران و تا اعلام 5 دقیقه تعطیل کار به مناسبت یاد جانباختگان کارگران
خاتونآباد، تا سخنرانیها و اطلاعیهها و ... این کار بزرگی که پیش برده میشود
به نسبت کل جنبش کارگری ایران قدمهای اول است. قدمهای بعدی قطعا به سوی صنایع
بزرگ و شهرها خواهد بود.
اما نقطه قوت این
گرایش تاکنون، کردستان بوده است. چرا که در کردستان بر ریشههای درخت تناوری نشسته
است که سالیان سال مبارزه حقطلبانه مردم کرد و مبارزه برای آزادی و برابری را
جریان سوسیالیستی در اعماق جامعه به پیش برده است؛ از این جهت این گرایش در
کردستان، کمتر آسیبپذیر است. اما در صورتی که گرایش رادیکال کارگری در کردستان
تنها بماند و صفوف این گرایش در رشتههای مختلف کارگری و در نقاط دیگر با کردستان
هماهنگ نگردد جنبش کارگری ایران و در نتیجه گرایش رادیکال آسیب خواهد دید. وقتی
محمود صالحی در اطلاعیهاش میگوید: پشتیبانی فعالین و طرفداران جنبش کارگری از
اعتصاب کارگران نساجی یک وظیفه طبقاتی است(نقل به معنی)، تنها هدف پیروزی آن
اعتصاب معین نیست، بلکه به حرکت درآوردن، به هم نزدیک کردن مبارز کل طبقه کارگر هم
هست. از اینرو همانطور که در بالا هم آمد، مهمترین وظیفه، امروز به هم بافتن
نبردهای مختلف کوچک و بزرگ و مبارزان صف مقدم این نبردها در ابعاد سراسری است.
وظیفهای که هر کارگر مبارزی و هر کسی که دلش برای جنبش کارگری میطپد، در هر کجا
که هست میتواند انجام دهد.
·
برگرفته از نشریه شماره 7 اتحاد انقلابی نیروهای کمونیست و چپ
ایران
|