|
گسترش روز افزون فحشا و تن فروشی زنان و دختران سیروان پرتونوری فحشا را نه تنها بعنوان ابزار وحشیانه تسلط جنس مذکر بلکه آنرا باید به مثابه راوبط ناعادلانه اقتصادی و اجتماعی ارزیابی کرد. رشد نجومی و همه جانبه تن فروشی زنان در ایران، افکار عمومی جامعه و تاحدودی خبرگزاریها و نشریات خارجی را نیز به خود مشغول ساخته است. آنچه که این ناهنجاری اجتماعی را به یکی از مشغله های فکری فعالین جنبش رهایی زنان و انسان های برابری خواه و حتی مردم عادی تبدیل کرده، گسترش فاجعه بار آن در جامعه و کشیده شدن هر روزه جوانان بسیاری به پارکها و خیابانها و اشتغال زنان و دختران و حتی پسران به تن فروشی شده است. بر طبق آمارهای دست و پا شکسته و تحریف شده تعداد دختران فراری در کشور به 300 هزار نفر رسیده است که حدود 86 در صد از این دختران که برای اولین بار از خانه فرار میکنند و مورد سوء استفاده جنسی قرار میکیرند که بیشتر این دختران بعد از تجاوز جنسی از سوی خانواده هایشان پذیرفته نمیشوند. عوامل متعددی در جامعه موجب پیدایش ناهنجاریهایی از جمله فحشا هستند، مهمترین آن که مسئله ای تعیین کننده است، وضعیت مشقت بار اقتصادی حاکم برجامعه است. فحشا معمولاً ناشی از کمبود امکانات زیستی و یا تحت فشار صورت می گیرد. آمارها نشان میدهند که بسیاری از زنان و دختران تن فروشی را برای گذراندن حداقل های زندگی خود و خانواده هایشان پذیرفته اند و بسته شدن درهای بازار کار برروی بخشهایی از جمعیت، یعنی زنان است که زنان دارای مشکلات اقتصادی و فرهنگی را جذب فحشا می کند. تن فروشی و یا دقیقتر بگوییم اجاره آن برای استفاده جنسی، آخرین راه حل ممکن برای افرادی است که دیگر امکانات متعارف و قانونی اقتصاد و حمایت گرانه از جمله کارکردن یا بهره جویی از کمکهای اجتماعی برایشان غیرقابل دسترسی است. تن فروشی زنان و دختران و فراری بودن آنها از خانه امروزه به یکی از معضلات بزرگ اجتماعی در جامعه ایران تبدیل شده است . فقر و فلاکت،تعصبات ارتجاعی مذهبی و مرد سالارانه ،محدود کردن دختران و زنان در خانه،تبعیض جنسی بین زن و مرد ،بیکار بودن و نداشتن شغل و به طور کل اوضاع اجتماعی ،سیاسی ،اقتصادی سیستم ارتجاعی حکومت اسلامی باعث فرار دختران و زنان و به فحشا کشیدن آنان شده است یکی از عوامل این معضل فقر و فلاکت سر سام آور در جامعه ما است و این به خاطر سیاست ننگین و استثمار گرایانه ای که رژیم سرمایه اسلامی در پیش گرفته است می باشد . رشد وحشتناک فقر و بیکاری مساوی است با افزایش فحشا و تن فروشی در ایران، آمار و تعداد زنانی که امروز برای سیر کردن شکم خود و خانواده هایشان دست به تن فروشی می زنند برابر است با آمار میلیونها کارگر و زحمتکش و فقیری است که روز به روز بیشتر در گرداب فقر و فلاکت قرار میگیرند . امروزه تعداد دختران خیابانی و تن فروش در سالهای اخیر در شهر های ایران و بخصوص در شهر تهران به جایی رسیده است که از دیدگاه عموم مردم نمیتوان آن را پنهان ساخت در حال حاضر امار زنانی که به دلیل فقر،اعتیاد،و غیره که حکومت به حال خود آنها را رها کرده است و فاقد هر گونه شغلی هستند به بیش از یک میلیون نفر میرسند اکثر این زنان از خانه رانده شده و در خیابانها و بخصوص پارکهای شهر ها سر گردانند و به دزدی و تن فروشی روی آورده اند که بارها توسط مامورین رژیم اسلامی مورد آزار و اذیت و حتی تجاوز جنسی قرار گرفته اند و به حال خود رها میشوند و به مواد مخدر گرفتار شده و نهایتا دچار اعتیاد و بیماری ایدز می شوند .آنچه در این جا مهم است سن متوسط این دختران و زنان از 13 سال تا 19 سال است ،زنان جامعه ما که نیمی از جمعیت ایران را تشکیل میدهند از هر هفتاد نفر از آنها یک نفر تن فروش و روز به روز هم به آمار این تن فروشان افزوده میشود و این به خاطر شرایط بد و ناهموار اجتماعی ،اقتصادی،سیاسی و فرهنگی و غیره است نقش رژیم اسلامی در تحکیم و گسترش روز افزون این معضل بزرگ اجتماعی کاملا پیدا و آشکار است تنها هدفی که رژیم اسلامی دارد دفاع از نظم موجود می باشد و خود رژیم عامل و بانی اصلی گستر ش این معضل بزرگ اجتماعی جامعه ما است زیرا از یک سو با گسترش سیاستهای استثمارگرانه خود روز به روز توده مردم کارگر و زحمتکش را بیشتر به گرداب فقر و فلاکت کشانده به طوری که بیشتر از 60 درصد از مردم زیر خط فقر زندگی میکنند و با توجه به این که در جامعه ما معضلاتی مانند بیکاری،گرانی و تورم بیداد میکند دختران و زنان طبقه کارگر و زحمتکش جامعه به دلیل عدم پرداخت دستمزد معوقه هایشان و فقر اقتصادی و معیشتی به تن فروشی و فحشا روی می آورند. از سوی دیگر عوامل این رژیم که مدام از تعصبات مذهبی خرافه و ارزشهای اسلامی دم می زنند به طور غیر انسانی به خیابانهای هجوم آورده و زنان و دخترانی را که به دلیل سیاستهای استثمار گرایانه و ضد انسانی خودشان به تن فروشی و اعتیاد و غیره روی آورده اند را دستگیر و روانه زندانهای مخوف خود می کنند در حالی که سران و عوامل خود این رژیم ضد انسانی با قربانی کردن جسم و جان و زندگی زنان و دختران محروم جامعه توسط باندهای مافیایی خود آنها را به کشورهایی از جمله شیخ نشین های عرب فروخته و سود کلانی را به جیب هایشان می برند. این درحالی ست که خود این مامورین عامل بسیاری از تجاوزها و سوءاستفاده های جنسی از زنان می باشند. و دختران بسیاری بعد از نخستین بازداشت توسط مامورین به سمت تن فروشی هل داده می شوند. این سیستم در دانشگاه ها نیز دیده می شود. یعنی مسئولین دانشگاه و بیشتر از همه با تهدید دانشجویان دختر آنها را به برقراری رابطه جنسی وادار کرده و در برخی موارد نیز از آنها به عنوان جاسوسان خود استفاده می کنند. دانشجویان دختری که با تهدید اخراج از سوی کمیته انضباطی مواجه می شوند کم نیستند که در اغلب موارد مسئولین کمیته انضباطی در قبال عدم اخراج آنها، تقاضای رابطه جنسی می کنند. این شیوه تقریبا در اغلب دستگاه های رژیم اسلامی دیده می شود و به عنوان شیوه ای رایج درآمده است به حدی که حتی مدیر کل آموزش و پرورش در یکی از شهرهای بزرگ و حتی مذهبی با شناسایی زنان بیوه در بین معلمان، اطلاعات شخصی آنها را از پرونده ها بیرون کشیده و برای ارضاء خود به آنها پیشنهاد وضعیت بهتری می داده است. در حالیکه حکومت اسلامی سعی و تلاش دارد که آمار زنان و دختران تن فروش و فراری را انکار کند آمار آنها به حدی رسیده است که رژیم در نهایت تصمیم به دایر کردن خانه های عفاف برای آنها شد و نخستین موسسان آن هم مقامات حکومت اسلامی بودند .آمار زنان و دختران تن فروش به حدی رسیده است که یکی از متفکران رژیم اسلامی برای توجیه کردن این مسئله چنین بیان میکند که فحشا و تن فروشی در همه جوامع وجود داشته است و آن را باید مثل یک ضرورت دانست چرا نباید به شکل یک قانون مانند یک ضرورت در نیاید .سران رژیم اسلامی که عامل اصلی تمام بدبختیها و مشقات و سیه روزهای این زنان و دختران تن فروش هستند در حالیکه اگر کمتر به فکر چپاول و پس انداز کردن ثروت و سامان این جامعه در بانکهای اروپایی بوده و همچنین کمتر به فکر خرید هر ساله میلیاردها دلار تجهیزات جنگی و سلاح کشتار جمعی بودند و این ثروت و سامان را صرف احداث کارخانه های بزرگ جهت اشتغال خیل عظیم بیکاران در جامعه ما و همچنین پرداخت بموقع حقوق کارگران و زحمتکشان میکردند امروزه آمار فحشا و تن فروشی زنان که ریشه در فقر دارد خیلی پایین تر از آن چیزی بود که امروزه شاهدیم .تنها راه برای پایان دادن به این همه ظلم و ستم و نابرابری ها و ریشه کردن تمام این معضلات اجتماعی دردناک مبارزه پیگیر و مداوم توده های کارگر و زحمتکش بر علیه نظم موجود میباشد توده های مردم باید با همبستگی طبقاتی و اتحاد خود بر علیه این نظام ارتجاعی و دیکتاتور مبارزه کنند باید روز به روز صف مبارزاتی خود را بر علیه این حکومت ضد انسانی منسجم تر و متشکل تر کنند و روز به روز برای گام برداشتن به سوی یک دنیایی آزاد و برابر به دور از هر گونه ظلم و نابرابری و تبعیض گام بردارند . برگرفته از جهان امروز شماره 213 |