اطلاعیه حزب کمونیست ایران بمناسبت ٨مارس روز جهانی زن

جنبش زنان اگر چه اساسا به دلیل حاکمیت سیاه جمهوری اسلامی و وجود خفقان سیاسی هنوز پراکنده است و نتوانسته است ظرفیتهای واقعی خود را بصورت متشکل و سراسری به میدان بیاورد اما تا همین جا هم حرکت اجتماعی امید بخش و رو به رشدی است که بر همه عرصه های زندگی و مبارزه در ایران امروز تاثیر گذاشته است.

وجود این جنبش را نه تنها می توان در اشکال متنوع اعتراض و مبارزه زنان علیه سیاست آپارتاید جنسی رژیم سرمایه داری اسلامی و اعمال قوانین و احکام ارتجاعی مذهبی که زنان را در موقعیت جنس دوم به بردگی کشیده است مشاهده کرد، بلکه حضور و پیشروی آن را در صحنه سیاسی جامعه میتوان از عکس العمل ها و واکنشهای رژیم جمهوری اسلامی و طبقه سرمایه دار ایران در مقابل این جنبش و تلاش آنها برای مهار و به کنترل در آوردن آن بخوبی دریافت. واقعیت این است که مسله زنان در هیچ دوره ای از تاریخ معاصر ایران تا این درجه مورد توجه زنان در ابعاد توده ای و افکار عمومی جامعه قرار نگرفته است.

به دلیل همین روند رو به رشد جنبش زنان است که گرایشات مختلف بورژوازیی در تلاش هستند که با سیاستها و افقی که در پیش پای آن قرار میدهند، مبارزات زنان را از محتوا و ظرفیت های رادیکال و انقلابی آن تهی کنند و آن را به نیروی ذخیره برای پیشبرد اهداف طبقاتی خود تبدیل نمایند. فعال شدن گرایش فمنیسم اسلامی و فمنیسم لیبرال در درون جنبش زنان را در همین چهار چوب باید مورد ارزیابی قرار داد.

فعالین و چهره های شاخص فمنیسم اسلامی در طی بیش از دو دهه گذشته نقش زیادی در نهادینه کردن بی حقوقی زنان، اجرای احکام مردسالارانه، تحقیر هر روزه و اعمال خشونت بر زنان ایفا کرده اند و در دوره ای کوشیدند نیروی اعتراض و مبارزه زنان را به نردبان ترقی خاتمی و اصلاح طلبان حکومتی تبدیل کنند. همین ها اکنون با اتکا به امکانات وسیع مالی، تبلیغی وسازمانی که این رژیم در اختیارشان قرار داده است، تلاش می کنند با ارائه تفسیری نو از اسلام در برابر تفسیر سنتی، اعتقاد به برابری زن و مرد و رعایت حقوق زنان را با اصول وشریعت اسلام آشتی دهند. فمنیسم اسلامی می خواهد مبارزه زنان برای رسیدن به مطالباتشان را در چهار چوب قوانین ارتجاعی جمهوری اسلامی به بند بکشد. استراتژی اینان حفظ و بقای جمهوری اسلامی و اصلاح وضعیت زنان در چهار چوب یک حکومت اسلامی اصلاح شده و تعدیل یافته است.

از طرف دیگر فمنیسم لیبرال که بر خلاف فمنیسم اسلامی بر سکولاریسم و ضرورت جدائی دین از دولت تاکید می کند، می خواهد توجه توده زنان و افکار عمومی در جامعه را از ریشه های طبقاتی ستمکشی زنان در زمینه های اقتصادی، سیاسی، اجتماعی و فرهنگی منحرف کند وبا انکار یا نادیده گرفتن ریشه های طبقاتی این ستمکشی، سلطه سنت و فرهنگ پیشامدرن را بعنوان ریشه های ستمکشی بر زنان معرفی نماید تا از این راه حاکمیت نظام سرمایه داری بعنوان عامل و مسبب اصلی موقعیت فرودست زنان در جامعه را از زیر ضرب مبارزات برابری طلبانه خارج سازد.

فمنیسم لیبرال و فمنیسم اسلامی از آنجا که هر دو، توسعه سرمایه داری مطابق الگوهای نئولیبرالیسم اقتصادی را عامل توسعه فرهنگی و بسط دمکراسی و سرانجام بهبود موقعیت حقوقی زنان در جامعه ارزیابی میکنند، در سازش و همزیستی استراتژیک بسر می برند. اینها با افقی که در مقابل جنبش زنان قرار می دهند بیگانگی آشکار خود را بامسائل و معضلات اکثریت زنان جامعه که به اقشار پایین جامعه تعلق دارند نشان می دهند. وضعیت وخامت بار زنان در کشورهای آسیای شرقی وبرخی از کشورهای امریکای لاتین که مدل نئولیبرالیستی توسعه اقتصاد را در پیش گرفته اند، گواه آینده ای است که آنها برای زنان ایران  نیز تدارک می بینند.

فعالین کمونیست برای تضمین پیشروی جنبش زنان راهی جز به مصاف طلبیدن این گرایشات و پرده برداشتن از ماهیت استراتژی و افقی که در پیش پای این جنبش قرار می دهند ندارند. باید برای توده زنان در جامعه روشن ساخت که لیبرالیسم بورژوایی با آن استراتژی ای که دارد حتی نمی تواند آن بخش از مطالبات اجتماعی، سیاسی و اقتصادی که برای بهبود وضعیت زنان در منشورهایشان گنجانده اند را متحقق کنند.

با فرض آنکه زنان همگی شاغل شوند، اگر زنان ناچار باشند که همزمان نقش سه گانه ای را بعنوان کارگر، خانه دار، همسر و مسئول تربیت فرزندان بر دوش بکشند، و مادام که سازمان اجتماعی ای را که قادر باشد وظیفه خانه داری و تربیت فرزندان را از دوش زنان بردارد ایجاد نگردد، نمی توان از برابری حقوقی زنان و مردان صحبت کرد. اگر دولت تسهیلات پزشکی و اجتماعی و مراقبتهای ویژه لازم برای پیشگیری از حاملگی و همچنین تسهیلات برای همه کودکان جهت برخورداری از مراقبت و همچنین آموزش و پرورش آنها را تامین نکند، حتی نمی توان از آزادی تولید مثل زنان سخنی به میان آورد. برابری کامل زن و مرد در امر اشتغال، فراهم کردن زمینه ها و امکانات رشد اجتماعی زنان، همه این اقدامات هزینه اقتصادی در بر دارد، بدون تعرض به  حریم مالکیت خصوصی بر ابزار تولید و چنگ انداختن به سهمی که سرمایه داران از استثمار طبقه کارگر می برند بهبود واقعی موقعیت زنان در جامعه امکان پذیر نیست.

سرمایه داران و رژِیم اسلامی حاکم در ایران با قدرت اقتصادی و قوانین و ابزارهای دولتی که در اختیار دارند، فرهنگ مرد سالارانه و زن ستیزی خود را در اشکال متعدد اشکار و پوشیده بر جامعه ما تحمیل کرده اند از این رو جنبش زنان با هر گام پیشروی، خود را در مقابل رژیم اسلامی و همسر نوشت با همه استثمار شدگان و محرومان جامعه می یابد و کمونیستها عامل وحدت بخش صفوف این مبارزه عادلانه هستند.

جنبش زنان بنا به ماهیت برابری طلبانه و انسانی خود رو در روی همه ستمگرهای موجود در جامعه و از آنجمله ستم ملی قرار دارد. تجربه کردستان انقلابی و مبارزات زنان طی بیست و پنج سال گذشته در این منطقه بیانگر همین واقعیت است اما در همان حال همین تجربه نشان می دهد که وقتی این جنبش به عمق جامعه می رود و با زنان زحمتکش در هم می آمیزد و مصالح و آرزوهای آنها را منعکس می کند آنجا عرصه بر ناسیونالیستها تنگ می شود و شعارهای کجدار و مریزشان در مقابل مطالبات رادیکال و روشهای انقلابی مبارزات زنان، رنگ می بازد.

در ایرانی که حاکمیت مذهب و سرمایه با هم در آمیخته است، و دامنه خواستها و مطالبات زنان به اندازه دامنه بیحقوقی آنها چنان وسیع است که هر گونه تلاش و سخن راندن از بی حقوقی زنان و طرح مطالبات آنان گوش شنوا پیدا می کند، فعالین سوسیالیست تنها با حضور فعال در تمام لحظات مبارزه زنان و لو مبارزه برای تحقق خواستهای جزئی می توانند جای پای خود را در دل جنبش زنان محکم کنند و ظرفیت خود را برای ایجاد وحدت مبارزاتی در صفوف جنبش زنان و ایجاد تشکلهای توده ای نشان دهند.

٨مارس روز جهانی زن را با اعلام عزم راسخ برای گستراندن افق سوسیالیستی در جنبش زنان، ایجاد پیوند با جنبش کارگری و تقویت روح همبستگی با جنبش جهانی زنان علیه نابرابری جنسی گرامی بداریم.

اسفند ١٣٨٣

مارس ٢٠٠٥