حمله جنایتکارانه به دختران دانش آموز در کابل | سخن روز | صفحه اصلي

حمله جنایتکارانه به دختران دانش آموز در کابل

اندازه حروف Decrease font Enlarge font
image

بنا به خبر خبرگزاریها در روز ششم شهریور یک مدرسه دخترانه در شرق کابل با گاز سمی مورد حمله قرار گرفت. این دومین حمله از نوع خود در چند روز اخیر بود. در روز 3 شهریور نیز به یک مدرسه دخترانه در همین شرق کابل حمله شد. در نتیجه این حملات ضد بشری دهها دختر دانش آموز دچار صدمات و مخصوصا مشکلات تنفسی شدند. تا کنون هیچ نیروئی جرات نکرده است مسئولیت این اقدام جنایتکارانه را به عهده بگیرد، پیشینه طالبان شکی باقی نمی گذارد که حمله به کودکان معصوم کار آنها بوده است. نیروهای ارتجاعی طالبان این نوع حملات جنایتکارانه را به دلایل گوناگونی انجام میدهند. طالبان با تحصیل دختران و زنان مخالف است. آنها به هنگام اعمال حاکمیت بر اکثریت مناطق افغانستاندر سالهای 1995 تا 2001کار و تحصیل برای دختران و زنان را ممنوع کردند. اما حملات کنونی بیش از اینکه دلیل ایدئولوژیک داشته باشد دلیل سیاسی دارد. طالبان ها با حمله به این کودکان معصوم و بیدفاع ناتوانی رژیم اسلامی افغانستان و نیروهای حامی آنها در تامین امنیت برای شهروندان حتی در پایتخت را به اثبات رسانند. نیروهای طالبان قبلا با دست زدن به اقدامات جنایتکارانه ای نظیر آتش زدن مدارس دخترانه و پاشیدن اسید به صورت دختران دانش آموز در نقاط خارج از پایتخت عدم توانحکومت حامید کرزای در اداره کشور را نشان داده بودند. اما آنها اکنون با تداوم این اعمال ضد بشری در داخل پایتخت حکومت را ناتوان تر از آنچه که به نظر می رسید می نمایانند.

جریانات اسلامی در افغانستان در دوره ای که این کشور در اشغال نیروهای اتحاد شوروی بود بوسیله سازمانهای اطلاعاتی آمریکا ایجاد و مسلح شدند و مورد پشتیبانی مالی بیدریغ دولت پاکستان قرار گرفتند. با خروج نیروهای شوروی از افغانستان دولت پاکستان پشت سرجریان طالبان در افغانستان قرار گرفت و امکان به قدرت رسیدن آنها را فراهم نمود. جریان تروریستی و مرتجع القاعده این کشور را برای ایجاد پایگاههای خود مساعد یافت و یک رشته عملیاتهای نظامی را در کشورهای غربی به اجرا در آورد که حمله به برجهای دوقلوی مرکز تجارت جهانی در روز 11 سپتامبر 2000  در نیویورک مهمترین آن بود. بدنبال این رویداد القاعده و طالبان میزبان آنها هدف عملیات متقابل دولت آمریکا قرار گرفتند که سرانجام به سقوط رژیم طالبان منجر گردید. طالبان به مرزهای پاکستان عقب نشینی کردند و  مورد پشتیبانی ارتش پاکستان و سازمانهای اطلاعاتی این کشور قرار گرفتند تا ابزاری باشند برای اعمال فشار بر دولت جدید افغانستان وتامین منافع اقتصادی و سیاسی پاکستان در این کشور. در حال حاضر این نیرو مورد پشتیبانی همه جانبهسرویس اطلاعاتی پاکستان و مورد حمایت مالیقاچاقچیان بزرگ مواد مخدر میباشد. اخیرا دولت آمریکا مقداری از اطلاعات محرمانه پیرامون کمکهای سرویس اطلاعاتی این کشور به طالبان را منتشر کرد. بر اساس این اطلاعات  دولت پاکستان گذشته از تامین محیط امن ،  80 در صد نیازهای مالی طالبان را نیز تامین میکند.

از زمانی که افغانستان به صورت میدان رقابت کشورهای امپریالیستی درآمد اکثریت مردم افغانستان با بیشترین مصیبتها روبرو شدند. حاکمان شوروی سابق در سال 1979 میلادی به بهانه حمایت از دولت وقت افغانستان نیروهای مسلح این کشور را وارد این کشور کردند. امپریالیسم آمریکا برای جلوگیری از تسلط شوروی سابق بر این کشور و نیز گرفتن انتقام شکست در ویتنام شروع به بسیج و تقویت نیروهای  اسلامی تندرو در افغانستان و کشورهای همجوار نمود.  بر زمینه اشغال افغانستان بوسیله ارتش اتحاد شوروی سابق  و پشتیبانی مالی و تسلیحاتی آمریکا ، عربستان سعودی و پاکستان یک نیروی قشری و ویرانگر اسلامی شکل گرفت که مجاهدین افغانی، طالبان و القاعده بخشی از آن است.با خروج نیروهای شوروی از افغانستان  دولت غیر مذهبی این کشور سقوط کرد و نیروهای مسلح طالبان برمقدرات مردم این کشورحاکم گشتند. این نیروهای عقب افتاده و مرتجع با پیاده کردن قانون شریعت آخرین دستآوردهای تمدن و بویژه دستآوردهای زنان در افغانستان را هدف گرفتند. آوارگی و کشتار مردم افغانستان و از بین رفتن حقوق فردی، اجتماعی و سیاسی آنها داستانی تراژیک و آشناست. حمله روزهای 3 و 6 شهریور به دختران معصوم دانش آموز بخشی ازمحصولات این تاریخ دهشتناک است . اما بر خلاف تبلیغات رسانه های غربی سیمای کنونی جامعه افغانستان را تنها حضور طالبان از یک سو و دولت اسلامی دست نشانده آمریکا از سوی دیگر تشکیل نمیدهد. مقاومت مدنی در مقابل سلطه ارتجاع در این کشور در حال شکل گیری است.  کمونیستها و نیروهای سکولار در دل این مبارزه حضور دارند. اکثریت مردم افغانستان  از تالبان بیزارند و این جریان مرتجع محصول طبیعی زندگی ومبارزه مردم این کشور نیست، بلکه آنها جنگ سالارانی هستند که در شکاف بین منافع دولتهای منطقه و دولتهای پیشرفته سرمایه داری به حیات خود ادامه میدهند.

اکنون بیش از 5 میلیون کودک افغان در نتیجه فضای جنگی حاکم بر کشور، اقدامات طالبان و فقراز تحصیل باز مانده اند. اکثریت این کودکان دختر هستند. دختران دانش آموزی که در روزهای سوم و ششم  شهریور مورد حمله گارهای سمی قرار گرفتند بخشی از دختران شجاعی هستند که خود و خانواده شان نمی خواهند تن به شرایطی بدهند که مرتجعین بر کشور حاکم کرده اند.

 اکثر کودکانی که مورد حمله گازی نیروهای طالبانی قرار گرفته و مصدوم شدند با شجاعت قابل ستایشی گفته اند که به تحصیل ادامه میدهند فریده یکی از آنهاست. او می گوید می خواهد در آینده پزشک و یا روزنامه نگار شود. او به خبرنگار بی بی سی گفت:"هیچ کس نمی تواند مانع آموزش من شود. حتا اگر آموزش به قیمت جانم هم تمام شود بازهم دست از مکتب رفتن بر نمی دارم. می خواهم در آینده دکتر(پزشک) و یا روزنامه نگار شوم".

  

 گفتار روز تلويزيون كومه له

 

8 شهریور  1389

 

30  آگوست 2010

 

سايت حزب کمونیست ایران  http://www.cpiran.org

سايت کومه له http://www.komalah.org/old/farsi/index.htm

سايت پيام http://www.payam.nu

افزودن بر روي: Add to your del.icio.us | Digg this story
  • email ارسال به يک دوست
  • print نسخه چاپي
  • Plain text نسخه ساده
Tags
No tags for this article
ارزيابي اين خبر
0