کابوس مرگ کارگران معدن شیلی، در عمق ۷۰۰ متری زمین
بر اثر فرو ریختن سقف معدن طلای "سن خوزه" در ۴۵ کیلومتری شمال "کوپیاپو" در شیلی و انسداد مسیر و دالان این معدن، ۳۳ کارگر معدنچی در تله ای بزرگ در عمق عمودی ۷۰۰ متری و فاصله طولی ۵ کیلومتری زمین گرفتار آمده اند و خطر مرگ تهدیدشان می کند. اوایل، چند روزی از کارگران گرفتار آمده شیلیایی خبری در دست نبود و وحشتی عظیم تمام وجود اعضای خانواده های آنان و مردم شیلی را فرا گرفته بود.
کارشناسان معدن و ایمنی اظهار داشته بودند که شانس زنده ماندن معدنچیان بدام افتاده، بیشتر از ۲۴ ساعت نخواهد بود و هرگونه عملیات نجات حداقل چهارماه به طول خواهد انجامید. اما در نتیجه تلاش شبانه روزی هم طبقه ای های فداکارشان معلوم شد که هنوز زنده اند و در همان عمق ۷۰۰ متری، سرپناهی جسته اند. از آن پس انعکاس خبر این رویداد توم با بیم و امید، ابعاد دیگری به خود گرفت و تلاش اکیپ نجات جدی تر و نقشه مندتر شد.
اکنون موجی از امید و شادی سراسر کشور شیلی را فرا گرفته و هر کوچک ترین تلاش نجات بخشی، بازتاب وسیع رسانه ای دارد و در دل خانواده کارگران بدام افتاده و هم طبقه ای های شان در سراسر دنیا بیم و امیدی وصف ناشدنی لانه کرده است و زمان به کندی پیش می رود. اخبار این ماجرا وقتی هیجان انگیزتر شد که سیمای خسته اما امیدوار کارگران محبوس از طریق دوربینی که به وسیله لوله به محل گرفتار شدن کارگران فرستاده شده بود به روی صفحه تلویزیون ها آمد.
دستگاههای تبلیغاتی جهان سرمایه داری به موازات این واقعه پرهیجان، به تکاپو افتاده اند تا بیش از آنکه بر علل و عامل حادثه که هر لحظه ممکن است به فاجعه بزرگی تبدیل شود، انگشت بگذارند، نقش نیروهای نظامی و کمپانی های بزرگ را در کار حفاری برجسته می کنند.
در این میان جبهه کار سخت کوشانه عرق می ریزد و در تلاش است تا این روزها و ساعات پر از بیم و امید کارگران محبوس در عمق زمین و بی تابی و دلهره و اضطراب خانواده های آنان را به حداقل زمان برسانند و هر آنچه در توان دارند برای نجات همکاران و هم سرنوشتان خود بکار اندازند. تلاش دلسوزانه و صمیمانه کارگران برای نجات هم طبقه ای های شان، امیدبخش است و احتمال داده شده که ظرف دو ماه، کارگران گرفتار آمده، نجات یابند.
در این میان عمال جبهه سرمایه بی شرمانه در تلاش اند تا با رخساری بزک کرده و انساندوستانه کنار خانواده کارگران به دام افتاده بایستند، عکس بگیرند، به آنها وعده سر خرمن بدهند و باین ترتیب خشم آنها را فرو نشانند و اوج حرص و آزش خود را با پرده هایی از دورویی و ریاکاری بپوشانند و با استفاده از امکاناتی که از عرق جبین خود کارگران به چنگ آورده اند، حاصل عملیات نجات را به نام خود رقم بزنند و مدال های افتخار نجات کارگران گرفتار در تله را به سینه خویش بیاویزند.
کلیسا نیز منادیان سرنوشت و تقدیر خود را به میدان فرستاده است تا با یادآوری رنج های مسیح، مردم را به صبوری و دست به دعا شدن و صلیب کشیدن بر سینه های خود وا دارند و صاحبان سرمایه و دولت حامی آنان را که مسبب اصلی اینگونه رویدادهای فاجعه آمیزند، بی تقصیر جلوه دهند و حکم بی گناهی و برائت آنان را به مردم اعلام و برای ایشان مصونیت بخرند.
پاپ اعظم پیام می فرستد و با خانواده کارگران اعلام همدردی می کند و پادوهایش هم در محل حضور دارند تا با دست کشیدن بر سر فرزندان کوچک کارگران، خشم ها را لگام بزنند. پیام آوران اسقف اعظم با قبا و ردای شان در میدان اند تا به کمک اورادی مسیحایی، ذهن کارگران و مردم را از مسببان و تله گذاران اصلی کارگران گرفتار، منحرف سازند و نگذارند مردم، بی رحمی و اوج حرص و آز خدایان سرمایه را ببینند.
داستان این در تله افتادگان با گذشت دو تا سه ماه، مختومه می شود. ممکن است این ۳۳ نفر دیگر هیچگاه به قعر زمین بر نگردند، اما بسیار بیشتر از این تعداد، که در جستجوی نان اند، صف کشیده اند تا جای آنان را پر کنند و در جستجوی طلا و مس برای سرمایه داران به قعر زمین بروند.
نتیجه عملیات نجات هر چه باشد، کار نباید تعطیل شود. این مواد را باید از دل زمین بیرون کشید. داستان جویندگان طلا، مس، ذغال، قلع، روی و غیره با ختم ماجرای این ۳۳ نفر پایان نخواهد یافت. سرمایه و گردش آن به این مواد نهفته در قعر زمین نیاز دارد. کسانی باید از سلامتی و جوانی و جان و عمر خویش مایه بگذارند و آنها را به سطح زمین بیاورند تا کسانی دیگر از جنس خودشان با کارشان، با زحمت شان، آن را به دلار، به یورو، به ین و به ریال تبدیل کنند و از آن ثروت و قدرت برای صاحبان سرمایه بسازند.
چرخ این چرخه، تعطیل بردار نیست. سرمایه با چرخ این چرخه انباشت می شود. هیچ فاجعه انسانی نه تنها نباید گردش سرمایه را متوقف کند بلکه سود اینگونه افزوده می شود. دنیا، دنیای کار و مزد و سود و سرمایه است. کارگر شیلیایی باید به عمق نا امن ۷۰۰ متری معدن "سن خوزه" برود. کارگر چینی باید به عمق نا امن معدن ذغال سنگ "گوجیائو" برود. کارگر سودانی باید به عمق نا امن معدن طلای منطقه "ابو حامد" شمال سودان برود. کارگر ایرانی باید به عمق نا امن ۲۴۰ متری معدن "باب نیزوی" برود. بدون این کارگران در اعماق زمین و بدون کارگران پشت کوره های ذوب فلز و کارگرهای خودروسازی ها و کارگران ساختمانی و آجرپزی و امثالهم، سرمایه ای به کار نمی افتد و سودی حاصل نمی شود.
تلاش سخت کوشانه و فداکاری کارگران اکیپ نجات در شیلی، این امید را نوید می دهد که کارگران گرفتار آمده در عمق ۷۰۰ متری معدن "سن خوزه"، از یک فاجعه عظیم انسانی رهایی خواهند یافت و طبقه جهانی کارگر روز رهایی آنان را جشن خواهد گرفت. اما بی شک رهایی واقعی و همیشگی این کارگران و کل طبقه جهانی کارگر، در گرو نابودی نظام سرمایه داری و برپایی سوسیالیسم است.
گفتار روز تلويزيون كومه له
11 شهریور 1389
02 سپتامبر 2010
سايت حزب کمونیست ایران http://www.cpiran.org




